محمد مهدى ملايرى
224
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دستآيد بىفايده نخواهد بود . در اين قطعه شاپور خطاب به فرزندش هرمزد گويد : « اى فرزند تو را دوازده وزير بايد كه هفتتن آنها متصديان كارهاى تو و ديوانهاى تو باشند و پنجتن آنها براى كارهاى ديگر . يكى از آن هفت وزير دبير ديوان رسائل و دومى سرپرست ديوان سپاه و سومى متصدى نسخهء آن « 1 » و چهارمى متصدى ديوان خراج و پنجمى متصدى نسخهء آن و ششمى متصدى شرطه و دومى متصدى نگهبانان ، و سومى حاجب و چهارمى قاضى و پنجمى متصدى رسيدگى به شكايات است . « 2 » در كتاب السعادة و الاسعاد فى السيرة الانسانيه تأليف ابو الحسن عامرى نيشابورى متوفى در سال 381 « 3 » هجرى عبارتى از انوشروان نقل شده كه مأخوذ از روايات ايرانى است . در اين عبارت كه دربارهء طبقات چهارگانهء جامعهء ايرانى
--> ( 1 ) . اين عبارت براى من روشن نشد . معمولا نسخ اصطلاحات ديوانى به معنى نسخهبردارى است و در اينجا اين معنى درست درنمىآيد احتمال تحريف هم كم است مگر اينكه نسخه در آن دوران معنى ديگرى داشته كه بر ما مجهول است . و بههرحال باب بحث و بررسى در اين قطعه باز است و به همين سبب هم مراجعه به متن عربى اين عبارت در كتاب السعادة و الاسعاد ص 435 خالى از فائده نخواهد بود . ( 2 ) . السعاده و الاسعاد ، ص 435 و 436 . ( 3 ) . ابو الحسن عامرى از دانشمندان بنام قرن چهارم ايران است . وى نزد ابو زيد احمد بن سهل بلخى درس خوانده ، با ابو الفضل ابن العميد و ابو الفتح ابن العميد و ابو الحسين عتبى و ابو سعيد سيرافى و ابو النصر نفيس و ابو سليمان منطقى سجستانى و ابو حيّان توحيدى و ابو على مسكويه مصاحبت و معاشرت داشته . . . وفات او در روز 27 ماه شوال 381 هجرى قمرى بوده و چون استاد او ابو زيد بلخى در 322 درگذشته بوده و او قريب به شصت سال بعد از آن تاريخ زنده بوده است مىتوان يقين داشت كه به سن كمال پيرى و پختگى رسيده بوده است . آنچه دربارهء او نقل مىكنند حاكى از نيكى سيرت و كثرت تفكر و قدرت بر كلام و قوت طريقه او است . . . تأثير او در ذهن معاصرينش بسيار قوى بوده و به اعتقاد عموم ايشان يكى از حكماى بزرگ به شمار مىرفته است . كتاب السعادة و الاسعاد يكى از مؤلفات مهم و معتبر او است كه به كتابت و مباشرت مرحوم مجتبى مينوى در سال 1336 هجرى شمسى به طبع رسيده و جزو انتشارات دانشگاه تهران شمارهء 435 نثر شده . آنچه دربارهء ابو الحسن عامرى در اينجا آمده از مقدمه مرحوم مينوى بر آن كتاب نقل شده است .